تبليغاتX
Image and video hosting by TinyPic پیرامون حمید رضا علیمی
شهادت سه ساله مادرعشق

سلام بر بانویی که تنها تضمین عمر شریفش خنده های پدر بود .....

سلام بر بانویی که از میهمانش با جان میزبانی میکند .....

وسلام بر اون نازدانه ای که سه ساله مادر عشق است ...

قربانت شوم خانوم جان.

ای کاش آن لحضه که میزبان راس پدر بودی بودند و میدیدندآنان که دم از عشق میزنند

 که چگونه عاشق با معشوقش عشق بازی میکند.

حا ل  پدر عاشق دختر بود یا دختر عاشق پدرنمیدانم .شاید هردو عاشق هم بودند..

شاید هردو معشوق هم بودند ....مهم نیست. مهم اینست که چگونه بود حال شاهزاده خانومی

که بعد از مدتها پدر را زیارت میکند  آن هم چه زیارتی ....

بيت الاحزان مرا امشب صفا دادى پدر

با وصــال خويش قلـبم را شفـــا دادى پدر

 ز آتش هجران تو يك شب نه هر شب سوختم

 خوش به من در كودكى درس وفا دادى پدر

هرکسی را توانایی پا نهادن در عرصه عشق و عاشقی نیست ..

هرکسی را تاب بلای جادهای عشق نیست ...

عشقبازی آنست که به پای عشقت جان دهی ..

رقیه جان گرچه فکر کوته من  یارای آن ندارد که از تو بگوید و بنویسد ..

ولی آنقدر میدانم که با این حماسه ای که آفریدی  روز وشبم را یکسان کرده ای

درونم را شعله ور ساخته ای .چنان که نامت را هرجا ببینم قلبم زیرو رو میشود

چشمانم خیره میماند و فکر م پر آشوب.آنجا که شاید فرموده باشی :

حال که با سر به دیدار من آمده ای ای پدر جان. من هم جانم را پیشکش قدمهایت میکنم..

و تنها من نیستم که مدحوش این حماسه ام .عالمی دیوانه ی توست خانوم جان .

 

 

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط داوود در یکشنبه سیزدهم بهمن 1387 و ساعت 19:5