تبليغاتX
Image and video hosting by TinyPic پیرامون حمید رضا علیمی
سخنی با منادیان وحدت !!!

ازآنجائیکه اهل سنت معترف به گناه شیوخین مذهب خود نیستند در ذیل مطالبی را آورده ایم تا اگر که بحث عداوت و کینه و خودسری و یک دندگی نباشد قبول کنند و اگه غیر این است اینها انسان نیستند زیرا انسان حسب منطق که عقلانی است و یا سندی قبول چیزی را میپذیرد و اگر غیر این باشد و نپذیرد از دو حال خارج نیست  یا نادان و جاهل است یا متعصب کور دل .

بی جا از قدیم نگفته اند که

اگر در خانه کس است    یک حرف بس است  

و این به معنی این است که اگر انسان اهل منطق یا سند باشید همین یک سند برای شما کافی است

صحیح بخارى - معتبرترین کتاب ، پس از قرآن در نزد اهل سنت - طلیعه این مصیبت را از قول ابن عباس در ضمن حدیثى چنین توصیف مى‏کند « الرزیّة کلّ الزریّة » مصیبت آن مصیبتى که بر هر مصیبتى برترى دارد ، بلکه آن مصیبتى که همه مصائب را در بر مى‏گیرد ، زمینه سازى براى این مصیبت عظمى‏ بود . نسبت هذیان و . . . به پیامبر اکرم ( ص ) « غلبه الوجع » براى جلوگیرى تأکید بیشتر بر سفارشات آن حضرت درباره شهید این مصیبت و . . . بود . و با جمله « عندنا کتاب اللَّه حسبنا » کتاب را از عترت جدا کرده و زمینه « الرّزیّة کلّ الرّزیّة » را فراهم کردند .

"ابوبکر عمر را به دنبال آنها که در خانه علی (ع) جمع شده بودند فرستاد. آنها از بیرون آمدن خودداری کردند . در این هنگام عمر دستور داد که هیزم بیاورید. پس خطاب به اهل خانه گفت قسم به آنکه جان عمر در دست اوست! باید خارج شوید و الا خانه را با اهلش به آتش می کشم. شخصی به عمر گقت آیا می دانی که فاطمه در این خانه است؟! عمر گفت اگرچه فاطمه در خانه باشد!

منابع :

(الامامه و السیاسه ج1 ص12 – همچنین به همین مضمون در کتب اهل سنت زیر: المصنف ج7 ص 432 چاپ بیروت – انساب الاشراف ج1 ص586 چاپ مصر – تاریخ الامم و الملوک طبری ج2 ص443 – اثبات الوصیه مسعودی ص 142 بیروت – عقدالفرید ابن عبد ربه ج3 ص64 مصر – الامامه و الخلافه ص 160 بیروت – الملل و النحل ج1 ص 57- شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید معتزلی ج2 ص56 – المختصر فی اخبار البشر ج2 ص 156 مصر – اعلام انساء بیروت – الامام علی ابن ابیطالب از عبدالفتاح عبدالمقصود ج1 ص 190- کنزل العمال ج5 ص 651 – تاریخ یعقوبی ج2 ص123 – الوافی بالوافیات ج17 ص 311و ...)

چون عمر و ابوبكر،‌حضرت فاطمه (س) را غضبناك كردند، پس هر دو بخانه فاطمه رفتند و از وي اجازه خواستند تا به حضورش برسند، ولي فاطمه به آندو اجازه نداد. پس به سوي علي رفتند و با او صحبت كردند. علي آندو را به حضور فاطمه برد. وقتي آندو نزد فاطمه نشستند پس فاطمه روي خود را از آنان به طرف ديوار برگرداند. عمر و ابوبكر به فاطمه سلام كردند ولي فاطمه جواب سلام آندو را نداد. ابوبكر شروع به سخن گفتن كرد … (پس از آنكه سخنان ابوبكر تمام شد)

فاطمه گفت : “اگر حديثي از رسول خدا (ص) براي شما بخوانم آن را قبول مي كنيد؟”

عمر و ابوبكر هر دو گفتند : “آري”

فاطمه گفت : “شما را به خدا قسم، آيا از رسول خدا (ص) نشنيديد كه فرمود : رضاي فاطمه رضايت من است و غضب و خشم فاطمه از غضب و خشم من است. هر كه فاطمه را دوست بدارد پس مرا دوست داشته و هر كس فاطمه را راضي بدارد پس مرا راضي داشته و هر كه او را به غضب درآورد پس همانا مرا به غضب آورده است؟”

آندو گفتند : “آري، آن را از رسول خدا (ص) شنيده‌ايم.”

فاطمه گفت : “پس من خدا و ملائكه او را شاهد مي‌گيرم كه شما دو نفر مرا به غضب درآورديد و رضاي خاطر مرا بجاي نياورديد. زمانيكه پيامبر (ص) را ملاقات كنم از شما دو نفر نزد او شكايت خواهم كرد.”

ابوبكر گفت : “فاطمه، من از خشم تو و پيامبر به خدا پناه مي‌برم.” بعد آنچنان گريست كه نزديك بود جانش از دست برود.

فاطمه فرمود : “والله، لادعُون الله عليك في كل صلاة اُصَلّيها”

(بخدا سوگند در تمام نمازهايي كه مي‌خوانم تو را نفرين (لعن) مي‌كنم.)

منابع اهل سنت :

صحيح بخاري، 196/6 و 5/5

- صحيح مسلم 72/2

- مسند احمد بن حنبل 6/1

-          الامامه و السياسه 1214/3 و 13/1

-          اعلام النساء 124/4 و 121/3

-          صحيح بخاري 5/5 و كتاب النكاح 109 و 5/6 باب 12 و 16 و 19

-          صحيح مسلم 72/2

-          مسند احمد 323 و 326 و 328 و 5/4 و 6/1

-          تاريخ طبري 202/3

-          سنن بيهقي 300/6 و 307/7

-          شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد 278/16

-          سنن ترمذي كتاب المناقب، ص 60

-          سنن ابي داود، كتاب النكاح، ص 12

-          سنن ابن ماجه، كتاب النكاح، باب 56

-          سنن سجستاني، 324/1

-          مشكاة المصبابيح، ص 560

-          مجمع الزوائد، 203/9

-          حلية الولياء 40/2

حال به این آیه توجه کنید :

“و هر كسي كه بيازارد خدا و رسولش را، لعنت خدا بر آنان در دنيا و آخرت و خدا آماده كرد براي آنان عذابي خوار سازنده.”

سوره احزاب، آيه 57

میدانید چرا اهل تسنن قبول نمیکنن عمر این کار را انجام داده است زیرا اگر قبول کند که عمر این کار را انجام داده باید قبول کند که عمر ملعون و مورد لعن خدا و پیامبر و اهل بیت پیامبر است و آنها نمیخواهند که این گونه خوار و ذلیل افکار پوچ باشند .

 حال کسی را که خدا بر او غضب کند چه حالی خواهد داشت دیگر لعن او که حتما جایز است همچنان که لعن شیطان به واسطه غضب خدا جایز است .

شیعه مگر در زیارت عاشورا نخوانده اید:

اَللّهُمَّ اِنّى اَتَقَرَّبُ اِلَيْكَ فى هذَا الْيَوْمِ وَ فى مَوْقِفى هذا وَ اَيّامِ حَياتى بِالْبَراَّئَهِ مِنْهُمْ وَاللَّعْنَةِ عَلَيْهِمْ وَ بِالْمُوالاتِ لِنَبِيِّكَ وَ آلِ نَبِيِّكَ عَلَيْهِ وَ عَلَيْهِمُ اَلسَّلامُ
خدايا من تقرب جويم بسوى تو در اين روز و در اين جائى که هستم و در تمام دوران زندگيم به بيزارى جستن از اينها و لعنت فرستادن بر ايشان و بوسيله دوست داشتن پيامبرت و خاندان پيامبرت که بر او و بر ايشان سلام باد

چه کسی گفته ما با سنی برادریم ؟ مگر اینکه خودتون رو گول بزنین و یا بگین زیارت عاشورا بیجا گفته و یا اینکه اصل برائت رو قبول نداشته باشین و یا اینکه هر دم بیلی باشین و دوست یزید و همراه قافله حسین باشین . از سویی محبت سه قسم دارد اول اینکه شما دوستی دارید که با یکی از دوستان شما دشمن است ولی شما با هر دوی آنها دوست هستید دوم اینکه دوستی دارید که با دشمن شما دوست است ولی شما با دوستتان همچنان ارتباط دارید مرتبه سوم که حب است این است که بخاطر دوستتان با دشمن دوستتان دشمن باشید .

خدا وکیلی ائمه شایسته محبت نوع سوم نیستند که در کمترین حالت آن دنیای شما را تضمین و شفاعت آخرت شما را در دست دارند ؟

اَللّهُمَّ خُصَّ اَنْتَ اَوَّلَ ظالِمٍ بِاللَّعْنِ مِنّى وَ ابْدَاءْ بِهِ اَوَّلاً (ابابکر)ثُمَّ الثّانِىَ (عمر ) وَالثّالِثَ ( عثمان )وَ الرّابِعَ ( معاویه )

اَللّهُمَّ الْعَنْ يَزيدَ خامِساً وَ الْعَنْ عُبَيْدَ اللَّهِ بْنَ زِيادٍ وَ ابْنَ مَرْجانَةَ وَ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَ شِمْراً وَ آلَ اَبى سُفْيانَ وَ آلَ زِيادٍ وَ آلَ مَرْوانَ اِلى يَوْمِ الْقِيمَةِ

لعنت خدا بر ابوبکر و عمر و عثمان

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط داوود در سه شنبه نوزدهم خرداد 1388 و ساعت 14:17
شهادت حضرت زهرا : سند مظلمویت او وپستی دشمن او

قال رسول الله صلی الله علیه و آله ان الله لیغضب لغب فاطمه و یرضی لرضاها

قطعا خداوند غضبناک می شود به غضب فاطمه و راضی می شود به رضایت فاطمه

آیا تا کنون راجع به ظلم هایی که بر حقیقت مظلومۀ عالم یعنی حضرت زهرا سلام الله علیها رخ

داده تحقیقی نموده اید؟

چندی است که بعضی افراد جاهل و نادان می خواهند کیفیت شهادت حضرت زهرا سلام الله

علیها را مخدوش کنند و این چنین ابراز کنند که شهادت حضرت زهرا ساختۀ دست تشیّع است و

 از روی بغض نسبت به غاصبین حق خلافت حضرت علی علیه السلام ساخته شده است به این

امید که این شبۀواهی بی اساس تبدیل به ضربه ای به اعتقادات تشیّع نگردد لذا در تحقیق حاضر

 کیفیت گزارش لحظه به لحظۀ شهادت حضرت زهرا را از دیدگاه روایات و کتب معتبر خود

اهل سنت بررسی می کنیم همچنین به علت عدم امکان در این تحقیق فقط به جزئیات حادثه بسنده

شده است والا هیچ قلمی توان بیان حقیقی شهادت حضرت زهرا را ندارد و آن مردمان جاهل باید

 بدانند که نور اهل بیت همانند نور خداوند خاموش شدنی نیست.(یریدون لیطفؤ نورالله بافواههم

ولله مطم نوره ولو کره الکافرون)سوره صف آیه 8

چراغی را که ایزد برفروزد                          هر آنکس پف کند ریشش بسوزد

تهدید خلیفۀ دوم به آتش زدن خانه حضرت فاطمه سلام الله علیها

(جاء عمر الا بیت فاطمه فی رجال من انصار و نفر قلیل من مهاجرین فقال: والذی نفسی بیده

 لتخرجن الی بیع اولا حرقن البیت علیکم)

عمرلعنت الله علیه به همراه تعدادی از انصار و اندکی از مهاجرین به خانۀ فاطمه آمد و گفت:

 قسم به آنکه جانم به دست اوست یا برای بیعت خارج می شوی یا خانه را بر سر شما می

سوزانم.(از کتاب شرح ابن ابی الحدید ج 6 ،ص48 – مروج الذهب مسعودی ج 2 ،ص100 –

 تاریخ طبری ج3، ص202)

هجوم به خانۀ فاطمه سلام الله علیها

(وبلغ ابابکر و عمر لعنت الله علیهما إن جماعت من المهاجرین و الانصار فقد اجتمعوا مع علی بن

 ابی طالب فی منزل فاطمه بنت رسول الله فاتوا فی الجماعت حتی حجموا الی دار)

به ابابکر و عمر لعنت الله علیهما خبر رسید که تعدادی از مهاجرین همراه علی بن ابی طالب در

 خانۀ فاطمه جمع شده اند پس همراه عده ای آمدند و به خانه هجوم آوردند.(از کتا تاریخ یعقوبی

ج2 ،ص126 – از سقیفه جوهری ج 1 ،ص 72 – تاریخ الاسلام الذهبی ج 3 ، ص 117)

آتش زدن درب خانه

فوجهوا الی منزله فهجموا علیه و احرقوا بلبه و استخرجوه منه کرها)

پس راه خانه علی را در پیش گرفتند و به او یورش بردند درب خانه اش را آتش زدند و او را به

 زور بیرون کشیدند) (از کتاب اثبات الوصیله ج 1، ص 155)

فشار بین درب و دیوار به اعتراف عمر لعنت الله علیه

(فرکلت الباب و قد الصقت احشاء ها بالباب تترسه و سمعتها و قد صرخت صرخه حسبتها قد

جعلت اعلی المدینه اسفها)

در حالی که او (حضرت زهرا) سینه خود را به درب چسبانده و خودرا به پشت درب پوشانده

بود با لکد محکم به درب خانه زدم و شنیدم فریادی کشید که گمان کردم شهر مدینه زیرو رو شد)

(از کتاب شرح نهج البلاغه ج 2، ص60 – اثبات الوسیله ج 2 ، ص 346 – بلاذری ج 1 ص

 289)

میخ در

(و لما جائت فاطمه خلف الباب لترد عمر لعنت الله علیه و حزبه عصر فاطمه بین الحائط و الباب

عصره شدیده قاسیه حتی اسقلت جنینها و نبت مسمار الباب فی صدرها)

وقتی حضرت فاطمه سلام الله علیها پشت در آمد تا عمر لعنت الله علیه و حزبش را برگرداند

عمر لعنت الله علیه فاطمه سلام الله علیها بین در و دیوار به شدت فشار داد تا فرزندش سقط شد و

 میخ در به سینۀ زهرا سلام الله علیها فرو رفت)از کتاب موتمر علما بغداد ج 1، ص 135 –

المیزان الاعتدال ج 1، ص 139

داخل شدن به منزل بدون اجازه

(عن عمرو بن ابی المقدم قال و هی لا تشک ان لا یدخل علیها الا باذنها فضرب عمر لهنت الله

علیها الباب برجله فکسره و کان من سعف ثم دخلوا)

عمرابن ابی المقدام نقل می کند او (حضرت زهرا) شک نداشت که بدون اجازه اش کسی وارد

نخواهد شد پس عمر لکدی به درب خانه زد و آن را شکست سپس وارد خانه شد. از کتاب

الامامه و السیاسه ج 1، ص 24 – تاریخ طبری ج 3 ص 430 – السقیفه و فدک ج 1، ص 73

سیلی زدن

(قالت فاطمه: فضر بنی بیده حتی انتثر قرطی من اذنی)

حضرت فاطمه سلام الله علیها فرمودند: عمر لعنت الله علیه چنان به صورتم سیلی زد که گشواره

 ام کنده شد. از کتاب الهدایه الکبری ج 1، ص 178- لسان المیزان(مشابه همین تعبیر) ج 1، ص

 268

لگد زدن

(ان عمر رفس فاطمه حتی اسقطت بمحسن)

عمر لعنت الله علیه با لگد به فاطمه کوبید که به این جهت محسن را سقط کرد. از کتاب میزان

 الاعتدال ج 1، ص 139 – لسان المیزان ج 1، ص 268

تازیانه زدن

(فالتفت عمر لعنت الله علیه الی من حوله و قال: اضربوا فاطمه فانهالت السیاط علی حبیه رسول

الله)

عمر لعنت الله علیه به اطرافیانش رو کرد و گفت فاطمه را بزنید پس تازیانه ها بر حبیبه رسول

خدا فرود آمد. از کتاب موتمر علمای بغداد ج 1، ص 135

اعتراض به گریه های فاطمه زهرا(س)

(واجتمع شیوخ اهل المدینه و اقبلوا الی امیرالمومنین علی فقالوا له یا اباالحسن ان فاطمه تبکی

 الیل و النهار فلا احد منا یتهنا بالنوم فی الیل علی فرشنا و لا باالنهار لنا قرار علی اشغلنا و طلب

 معایشنا و ان نخبرک ان تسالها اما ان تبکی لیلا و نهارا)

بزرگان مدینه جمع شدند و نزد امیر مومنان رفتند پس گفتند ای ابالحسن همانا فاطمه سلام الله

علیها روز و شب گریه می کند پس هیچ کس از ما شب در رختخواب آرامش ندارد و در روز

برای کار و طلب معاش قرار ندارد پس ما به تو می گوییم تا از او بخواهی که یا روز گریه کند

یا شب. از کتاب مناقب آل ابیطالب ج 3، ص 104 – الحدائق الناظره ج 4، ص 162

کندن درختی که سایبان آن حضرت در بقیع بود

(قال السید شرف الدین)(و خروجها بولدیها فی لمه من نسائها الی البقیع یندبن رسول الله فی ظل

اراکه کانت هناک فلما قطعت بنی لها بیتا فی البقیع تاوی الیه للنیاحه یدعی بیت الاحزان)

امام شرف الدین می گوید: او حضرت زهرا سلام الله علیها و دو فرزندش و عده ای از زنان در

 بقیع زیر درختچه ای در فراق رسول خدا نوحه سرایی می کردند چون آن درخچه را قطع

کردند علی علیه السلام برای فاطمه سلام الله علیها خانه ای در بقیع ساخت که برای نوحه سرایی

 در آن ماوی می گرفت این خانه همان بیت الاحزان نامیده شد. از کتاب وفاء الوفا ج 3، ص

918

توضیحی درباره بیت الاحزان:پس از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله حضرت فاطمه

سلام الله علیها شبانه روز گریان بودند لذا اهل مدینه از گریه های حضرت زهرا سلام الله علیها

 به امیرالمومنین علیه السلام شکایت کردند پس حضرت علی علیه السلام هم بیرون مدینه در بقیع

 خانه ای ساختند که بیت الاحزان نامیده شد.

غصب فدک

(ان فاطمه بنت ارسلت الی ابی بکر لعنت الله علیه تساله میراثها من رسول الله مما افاء الله علیه

بالمدینه و فدک و ما بقی من خمس خیبر فابی ابوبکر ان یدفع الی فاطمه منها شیئا).

همانا دختر رسول خدا فردی را نزد ابوبکرلعنت الله علیه فرستاد و میراث از رسول خدا که

 شامل فی مدینه و فدک و ما بقی خمس خیبر بود را از او طلب کرد اما ابوبکر لعنت الله علیه از

 اینکه چیزی از این اموال را به وی پس دهد خودداری کرد. از کتاب مسند احمد بن حنبل ج 1،

 ص 9 – صحیح بخاری ج5، ص 82 – صحیح مسلم ج5 ، ص 103

پاره کردن قباله فدک در کوچه های بنی هاشم

(اخذ عمر الکتاب منها قهرا و بصق فیه و خرقه فقالت علیها السلام بقرت کتابی بقر الله بطنک)

عمر لعنت الله علیه نامه فدک را از حضرت زهرا سلام الله علیه به زور گرفت بعد آب دهان بر

 روی آن انداخته و آن را پاره کرد پس حضرت فاطمه سلام الله علیها فرمود خداوند شکمت را

 پاره کند چنانکه نامه مرا پاره کردی . از کتاب شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج 16، ص

274 – السیره الحلبیه ج 3، ص 362

بر عمر و عمری زاده وعمری دوست لعنت

بر هر شخصی در هر لباسی که از او و سخنانش و کردارش

 بوی عمر لعنت الله علیه می آید لعنت

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط داوود در دوشنبه یازدهم خرداد 1388 و ساعت 1:44
مناظره حضرت سیدالشهدا باعمر لعنت الله علیه

                                                                                       

 
روزی عمربن خطاب لعنت الله علیه روی منبر پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ نشسته، و
 
برای مردم سخنرانی می‌كرد؛ در ضمن سخنان خود،یاد‌آور شد كه من بر جان و مال مؤمنان
 
ولایت دارم.
امام حسین ـ علیه‌السّلام ـ از گوشه مسجد، خطاب به عمر فرمود:
 
«اِنْزِل أیُّها الْكَذّابُ عن مِنْبَرِ أبی رَسولِ اللهِ ـ صلی الله علیه و آله ـ لامِنْبَرِ أبیكَ.»
مردك دروغگو از منبر‌یكه تعلق به پدرم رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ دارد، و ربطی به پدرت ندارد پایین بیا.
 
عمر گفت:«حسین! آری بجان خودم سو‌گند كه این منبر از آن پدر توست نه پدر من، اما چه
كسی این سخن را به تو آموخته؟ حتماً پدرت علی این كلمات را به تو یاد داده است؟!.»
حضرت فرمودند: «اگر بفرمان پدرم سخن بگویم و فرمان پدرم را اطاعت كنم. بجان خودم
سوگند كه او هدایتگری راستین است و بوسیله او هدایت خواهم شد؛ پدرم علی ـ علیه‌السّلام ـ
طبق پیمانی كه پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ بوسیله جبرئیل و از جانب خداوند آورده است،
بر گردن مردم بیعت دارد، و جز افرادیكه منكر كتاب خدا هستند كسی نمی‌تواند این بیعت را
انكار نماید، مردم ازاین بیعت و پیمان الهی قلباً آگاهند؛ امازباناً آنرا انكار می‌كنند.
 
وای بر آنان كه حق ما اهلبیت را انكار می‌نمایند، اینان چگونه با پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ روبرو خواهند شد با آنكه پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ بر آنان غضبناك خواهد بود، و برای خو‌یشتن عذابی سخت در پیش دارند؟
 
عمر به آن حضرت گفت:«ای حسین! هر كس حق پدرت را انكار كند لعنت خدا بر او باد، لكن
بدان كه مردم، ما را به حكومت گماشتند و ما نیز این حكومت را پذیرفتیم، اگر مردم پدرت را
امیر خود می‌ساختند، ما نیز فرمان می‌بردیم.
حضرت به او گفت:
 
«یَا بْنَ الخَطّاب! فاَیُّ النّاسِ اَمَّرَك عَلی نفْسِهِ قَبْلَ اَنْ تُؤمَّرِ اَبابَكْرِ عَلی نَفْسِكَ لِیُؤَمِّرَكَ علَی النّاسِ بلاحُجَّهٍ مِنْ نبیٍّ وَ لا رِضیً مِنْ آلِ مُحَمَدٍ ـ صلی الله علیه و آله ـ
«ای پسر خطاب! پیش از آنكه تو ابوبكر را بر خویشتن امیر سازی، تا او هم در مقابل، بدون هیچ‌گونه مدر‌كی از طرف پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ ، و بدون رضایت اهل بیتش، تو را بر مردم امیر سازد، كدام مردم ترا بر خود امیر كرده بودند؟
 
«فَرِضاكُمْ كانَ لُمِحَمَّدٍ ـ صلی الله علیه و آله ـ رِضیً وَ رِضیَ اَهْلِهِ كان سَخَطاً
اای عمر!آیاتو چنین می‌پنداری كه رضایت تو موجب خوشنودی حضرت محمّد ـ صلی الله علیه و آله ـ است، اما خشنودی اهل بیتش موجب غضب او خواهد بود؟!
 
«أما وَالله لَوْ اَنَّ لِلّسانِ مَقالاً یَطولُ تَصْدیقُهُ وَ فِعْلاً یُعنیهِ المُؤمِنونَ لَما تَخَطََّبْتَ رِقابَ آلِ مُحَمَدٍ ـ صلی الله علیه و آله ـ وَ صِرْتَ الحاكِمُ عَلَیْهُمْ بِكِتابٍ نُزِّل فیهِم لا تَعْرِفُ مُعْجَمَهُ وَ لا تَدْری تَأویلَهُ، اِلاّ‌سَماعُ الاذانِ.»
 
به خدا سوگند اگر زبانم باز بود كه حقایق را بگویم، و مردم نیز حقایق را تصدیق می‌نمودند، و افراد با ایمانی بودند كه وارد عمل شوند تو نمی‌توانستی روی منبری كه مربوط به خاندان پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ است قرار‌گیری، و روی سر آنان به سخنرانی پردازی، و با قرآنی كه در این خاندان نازل گشته است بر آنان حكومت كنی، با اینكه كلمات و حروف قرآن را از یكدیگر نمی‌‌شناسی و جز مسمو‌عاتی اندك از تفسیر و تأویل آن سر در نمی‌آوری.

«الُمخْطِیءُ وَ المُصیبُ عِنْدَكَ سَواءٌ، فَجَزاكَ الله جزاءَكَ، وَ سَألَكَ، عَمّا أحْدَثْتَ سؤالاً خفیّاً»
 
((به این قسمت بیشتر توجه کنید...همردیف قراردادن مقدسات با پلیدی ها دلیل بربی کفایتی))
 
«در بی كفایتی تو همین بس كه بین خطا‌كاران و پاكان فرق نمی‌گذاری، خداوند ترا بسزای كرده‌هایت برساند، و درباره این همه بدعت‌ها كه بنیان گذاشتی، سخت مورد بازپرسی‌ات قرار خواهد داد
 
منبع: تاریخ ابن عساکر
 
(اینگونه باید بود تا وحدت بین مسلمین (شیعیان)ایجاد شود.باتمسک به حبل متین (علی علیه السلام)
و دفاع از حریم ولایت امیرالمونین علی علیه السلام نه با گفتن سخنانی به دور ازعقائد حقه ی تشیع
که در آنها بوی سنی گری حس میشود......خط قرمزتشیع دفاع از حریم ولایت مرتضی علی است)
آهای شیعیان علی ولی الله :
مقدسات تنها چهارده معصوم علیهم السلام هستن نه کس

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط داوود در یکشنبه سوم خرداد 1388 و ساعت 20:7