| سخنی با منادیان وحدت !!! |
|
ازآنجائیکه اهل سنت معترف به گناه شیوخین مذهب خود نیستند در ذیل مطالبی را آورده ایم تا اگر که بحث عداوت و کینه و خودسری و یک دندگی نباشد قبول کنند و اگه غیر این است اینها انسان نیستند زیرا انسان حسب منطق که عقلانی است و یا سندی قبول چیزی را میپذیرد و اگر غیر این باشد و نپذیرد از دو حال خارج نیست یا نادان و جاهل است یا متعصب کور دل . بی جا از قدیم نگفته اند که اگر در خانه کس است یک حرف بس است و این به معنی این است که اگر انسان اهل منطق یا سند باشید همین یک سند برای شما کافی است صحیح بخارى - معتبرترین کتاب ، پس از قرآن در نزد اهل سنت - طلیعه این مصیبت را از قول ابن عباس در ضمن حدیثى چنین توصیف مىکند « الرزیّة کلّ الزریّة » مصیبت آن مصیبتى که بر هر مصیبتى برترى دارد ، بلکه آن مصیبتى که همه مصائب را در بر مىگیرد ، زمینه سازى براى این مصیبت عظمى بود . نسبت هذیان و . . . به پیامبر اکرم ( ص ) « غلبه الوجع » براى جلوگیرى تأکید بیشتر بر سفارشات آن حضرت درباره شهید این مصیبت و . . . بود . و با جمله « عندنا کتاب اللَّه حسبنا » کتاب را از عترت جدا کرده و زمینه « الرّزیّة کلّ الرّزیّة » را فراهم کردند . "ابوبکر عمر را به دنبال آنها که در خانه علی (ع) جمع شده بودند فرستاد. آنها از بیرون آمدن خودداری کردند . در این هنگام عمر دستور داد که هیزم بیاورید. پس خطاب به اهل خانه گفت قسم به آنکه جان عمر در دست اوست! باید خارج شوید و الا خانه را با اهلش به آتش می کشم. شخصی به عمر گقت آیا می دانی که فاطمه در این خانه است؟! عمر گفت اگرچه فاطمه در خانه باشد! منابع : (الامامه و السیاسه ج1 ص12 – همچنین به همین مضمون در کتب اهل سنت زیر: المصنف ج7 ص 432 چاپ بیروت – انساب الاشراف ج1 ص586 چاپ مصر – تاریخ الامم و الملوک طبری ج2 ص443 – اثبات الوصیه مسعودی ص 142 بیروت – عقدالفرید ابن عبد ربه ج3 ص64 مصر – الامامه و الخلافه ص 160 بیروت – الملل و النحل ج1 ص 57- شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید معتزلی ج2 ص56 – المختصر فی اخبار البشر ج2 ص 156 مصر – اعلام انساء بیروت – الامام علی ابن ابیطالب از عبدالفتاح عبدالمقصود ج1 ص 190- کنزل العمال ج5 ص 651 – تاریخ یعقوبی ج2 ص123 – الوافی بالوافیات ج17 ص 311و ...) چون عمر و ابوبكر،حضرت فاطمه (س) را غضبناك كردند، پس هر دو بخانه فاطمه رفتند و از وي اجازه خواستند تا به حضورش برسند، ولي فاطمه به آندو اجازه نداد. پس به سوي علي رفتند و با او صحبت كردند. علي آندو را به حضور فاطمه برد. وقتي آندو نزد فاطمه نشستند پس فاطمه روي خود را از آنان به طرف ديوار برگرداند. عمر و ابوبكر به فاطمه سلام كردند ولي فاطمه جواب سلام آندو را نداد. ابوبكر شروع به سخن گفتن كرد … (پس از آنكه سخنان ابوبكر تمام شد) فاطمه گفت : “اگر حديثي از رسول خدا (ص) براي شما بخوانم آن را قبول مي كنيد؟” عمر و ابوبكر هر دو گفتند : “آري” فاطمه گفت : “شما را به خدا قسم، آيا از رسول خدا (ص) نشنيديد كه فرمود : رضاي فاطمه رضايت من است و غضب و خشم فاطمه از غضب و خشم من است. هر كه فاطمه را دوست بدارد پس مرا دوست داشته و هر كس فاطمه را راضي بدارد پس مرا راضي داشته و هر كه او را به غضب درآورد پس همانا مرا به غضب آورده است؟” آندو گفتند : “آري، آن را از رسول خدا (ص) شنيدهايم.” فاطمه گفت : “پس من خدا و ملائكه او را شاهد ميگيرم كه شما دو نفر مرا به غضب درآورديد و رضاي خاطر مرا بجاي نياورديد. زمانيكه پيامبر (ص) را ملاقات كنم از شما دو نفر نزد او شكايت خواهم كرد.” ابوبكر گفت : “فاطمه، من از خشم تو و پيامبر به خدا پناه ميبرم.” بعد آنچنان گريست كه نزديك بود جانش از دست برود. فاطمه فرمود : “والله، لادعُون الله عليك في كل صلاة اُصَلّيها” (بخدا سوگند در تمام نمازهايي كه ميخوانم تو را نفرين (لعن) ميكنم.)
منابع اهل سنت : صحيح بخاري، 196/6 و 5/5 - صحيح مسلم 72/2 - مسند احمد بن حنبل 6/1
- الامامه و السياسه 1214/3 و 13/1 - اعلام النساء 124/4 و 121/3 - صحيح بخاري 5/5 و كتاب النكاح 109 و 5/6 باب 12 و 16 و 19 - صحيح مسلم 72/2 - مسند احمد 323 و 326 و 328 و 5/4 و 6/1 - تاريخ طبري 202/3 - سنن بيهقي 300/6 و 307/7 - شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد 278/16 - سنن ترمذي كتاب المناقب، ص 60 - سنن ابي داود، كتاب النكاح، ص 12 - سنن ابن ماجه، كتاب النكاح، باب 56 - سنن سجستاني، 324/1 - مشكاة المصبابيح، ص 560 - مجمع الزوائد، 203/9 - حلية الولياء 40/2 حال به این آیه توجه کنید : “و هر كسي كه بيازارد خدا و رسولش را، لعنت خدا بر آنان در دنيا و آخرت و خدا آماده كرد براي آنان عذابي خوار سازنده.” سوره احزاب، آيه 57 میدانید چرا اهل تسنن قبول نمیکنن عمر این کار را انجام داده است زیرا اگر قبول کند که عمر این کار را انجام داده باید قبول کند که عمر ملعون و مورد لعن خدا و پیامبر و اهل بیت پیامبر است و آنها نمیخواهند که این گونه خوار و ذلیل افکار پوچ باشند .
حال کسی را که خدا بر او غضب کند چه حالی خواهد داشت دیگر لعن او که حتما جایز است همچنان که لعن شیطان به واسطه غضب خدا جایز است . شیعه مگر در زیارت عاشورا نخوانده اید: اَللّهُمَّ اِنّى اَتَقَرَّبُ اِلَيْكَ فى هذَا الْيَوْمِ وَ فى مَوْقِفى هذا وَ اَيّامِ حَياتى بِالْبَراَّئَهِ مِنْهُمْ وَاللَّعْنَةِ عَلَيْهِمْ وَ بِالْمُوالاتِ لِنَبِيِّكَ وَ آلِ نَبِيِّكَ عَلَيْهِ وَ عَلَيْهِمُ اَلسَّلامُ چه کسی گفته ما با سنی برادریم ؟ مگر اینکه خودتون رو گول بزنین و یا بگین زیارت عاشورا بیجا گفته و یا اینکه اصل برائت رو قبول نداشته باشین و یا اینکه هر دم بیلی باشین و دوست یزید و همراه قافله حسین باشین . از سویی محبت سه قسم دارد اول اینکه شما دوستی دارید که با یکی از دوستان شما دشمن است ولی شما با هر دوی آنها دوست هستید دوم اینکه دوستی دارید که با دشمن شما دوست است ولی شما با دوستتان همچنان ارتباط دارید مرتبه سوم که حب است این است که بخاطر دوستتان با دشمن دوستتان دشمن باشید . خدا وکیلی ائمه شایسته محبت نوع سوم نیستند که در کمترین حالت آن دنیای شما را تضمین و شفاعت آخرت شما را در دست دارند ؟ اَللّهُمَّ خُصَّ اَنْتَ اَوَّلَ ظالِمٍ بِاللَّعْنِ مِنّى وَ ابْدَاءْ بِهِ اَوَّلاً (ابابکر)ثُمَّ الثّانِىَ (عمر ) وَالثّالِثَ ( عثمان )وَ الرّابِعَ ( معاویه ) اَللّهُمَّ الْعَنْ يَزيدَ خامِساً وَ الْعَنْ عُبَيْدَ اللَّهِ بْنَ زِيادٍ وَ ابْنَ مَرْجانَةَ وَ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَ شِمْراً وَ آلَ اَبى سُفْيانَ وَ آلَ زِيادٍ وَ آلَ مَرْوانَ اِلى يَوْمِ الْقِيمَةِ
|



